تمرين تكنيك ها ١٦ : فريمان كوچولو ١

-اخيرا ايميلي از يكي از شركت كنندگان كارگاه هاي فرزندپروري ام دريافت كردم، خواستم مطرح كنم و كمي روي اون بحث كنيم.
-موافقم. سوژه خوبيه. خوب، روي ايميل بلند مي خوني؟
-اره.
///سلام حاج آقا،
من مادر پسری به نام فريمان هستم که حدود ٤ سال و اندي سن دارد. در کارگاه فرزندپروري با شما آشنا شدم. بابت کلاس خوبتون و فایل صوتی فرزندپروری که بهم دادید، متشکرم. خیلی خوب بود. مشكل اينجاست كه من هنوز گاهی نمیدونم که در موقعیت های مختلف از کدام تکنیک باید استفاده کنم تا اثربخش باشه.

به عنوان مثال امروز در کلاس جامعه القرآن که مادرها در کلاس به همراه فرزند خود حضور دارند، در انتهای کلاس، مدرس به مادرها ماژیک مخصوص نقاشی روی صورت داد تا روي صورت بچه هاشون نقاشی کنند. پسرم از من خواست روی پیشانی اش ماشین بکشم. بعد از اينكه نقاشي ماشين روي صورتش تموم شد، شروع کرد به حرکت کردن. انگار ماشين بود و داشت با سرعت در کلاس رانندگي مي كرد، و عمدا جوری حرکت میکرد که با بچه های دیگه برخورد کند تا تعادلشون رو از دست بدهند. در واقع ماشينش مدام با اونها تصادف مي كرد. این کار باعث ناراحتی بچه ها و بعضي مادرها میشد. بچه ها به مامان هاشون شکایت میکردن و مادرها از فريمان مي خواستند كه این کار رو نکند. من چند بار فريمان را صدا زدم و به او گفتم كه این کار رو نکند، اما توجه نکرد. گرفتمش تا برايش توضیح بدم كه این کار او بچه های دیگه رو ناراحت میکند، اما تقلا میکرد تا از پیش من بره و کارش رو ادامه بده و اجازه صحبت كردن به من نمیداد. به همین دلیل مجبور شدم با فشار دست، بازوهاش رو نگه دارم تا تسلیم بشه. اول دلیل کارش رو ازش پرسیدم. گفت آخه من یه ماشین تندروی تصادف کُنی هستم که با همه تصادف میکنه و از همه تندتر میره. بقيه مكالمه ام با فريمان رو در زير نوشتم.
من: پس تو یه ماشین تند رو هستی اما یه ماشین تندروی خوب، باید مواظب باشه به ماشین های دیگه برخورد نکنه تا خودش و بقیه ماشین ها آسیب نبینن.
فريمان: اما من خیلی قوی هستم. آسیب نمیبینم. میخوام همش تصادف کنم … ولم کن برم …
من: اینجوری ماشین های دیگه خراب میشن.
فريمان :خوب خراب بشن ….ولم کن برم….
من: بعد دیگه باهات بازی نمیکنن.
فریمان: خوب، نکنن، ولم کن برم … و در این حال به من هم لگد میزد و تقلا میکرد تا بره.
من: اونوقت تنها میشی.
ولي فريمان با تقلا و داد و بیداد و در حالی که به شدت پشت لبش عرق کرده و رگ های گردنش بیرون زده بود به من لگد میزد و میگفت ولش کنم تا بره.
وقتی که احساس کردم این گفتگو بی فایده است و اصلا گوش نمیده، رهاش کردم و او مجددا جوری حرکت میکرد که با بقیه تصادف کنه تا اينكه توجه اش به پسری جلب شد كه صورتش رو به شكل گربه نقاشی کرده بود. از من خواست او رو به شکل گربه نقاشی کنم. اما اوضاع بهتر نشد، چون حالا به یك گربه تبديل شد که چنگولاش رو به بقیه نشون میداد و سعی میکرد چنگشون بزنه. شانس آوردم که وقتِ کلاس تمام شد و اونجا رو ترک کردیم.
به نظر شما من در این جور مواقع چه تکنیکی رو بايد بکار ببرم. جایی که تکنیک آگاهی دادن کارا نیست، یعنی نمیخواد بشنوه، و در یک جمع شلوغ هستیم که نمیشه از تکنیک محروميت موقت استفاده کرد، چكار بايد كرد؟
پیشاپیش از اینکه وقت میگذارید و ایميل من را جواب میدهید، متشکرم. ///
-مورد خيلي جالبي بود. خوب، نظر خودت چيه؟
-وقتي اين ايميل رو ديدم، خيلي خوشحال شدم.
- چطور؟
خوشحال شدم چون تكنيك ها رو بكار برده بود و در مورد تجربه اش و مشكلش با پسرش سوال كرده بود. هميشه توي كارگاه هام تاكيد مي كنم كه خوندن كتاب و شنيدن سخنراني و مرور اسلايد ها كافي نيست. بايد تكنيك ها رو توي موقعيت هاي مختلف بكار ببرند، اشتباه كنند، سوال كنند و اشتباهات رو رفع كنند تا ياد بگيرند.
درسته، طبيعيه كه اگه مثلا تئوري رانندگي رو خوب اموزش بديم، باز هم تمرين رانندگي يك چيز ديگه است. بايد كنار مربي اموزش رانندگي نشست، رانندگي كرد، در عمل تمرين كرد و اموخت. خوب، بريم سراغ تمرين مون. حالا موقعيت رو مي دونيم. وضعيت مادر و فريمان رو. فرض كنيم مسابقه فوتباله. تيم حريف يك گل خورده و به شدت تلاش مي كنه كه گل خورده رو تلافي كنه. بين دو نيمه شده و تيم رفته به رختكن و داره ضمن استراحت، با مشورت مربي تيم، تاكتيك مناسبي رو براي ادامه بازي انتخاب مي كنه. خوب، مامان خانم در اينجا بازيكن تيم فوتبال ما هستند و شما مربي ايشون . چه تاكتيكي رو در اينجا پيشنهاد مي كني؟
( با لبخند و به شوخي) تاكتيك دفاعي. بچسبيم به دفاع كه گل نخوريم.
-( با خنده) منظورم اين بود كه چه تاكتيكي رو به مادر توي اين موقعيت پيشنهاد مي كني؟ نه، اصلا ولش كن. اينطور ادامه مي ديم. قبل از پيشنهاد تاكتيك مناسب، اول بگو مادر چه تاكتيكي رو در عمل بكار برد. چي كار كرد يا چه تاكتيكي رو بكار برد كه موفق نشد. شش تاكتيك داشتيم، يادته؟
-اهان،( با لبخند) چيزي كه از توضيح مادر توي ايميل بر مي اد، بخصوص با توجه به اون جمله اخر ايميل، كه گفت “تكنيك اگاهي دادن كارا نيست” حدس مي زنم كه مادر از تاكتيك اگاهي استفاده كرده.
-چرا؟
-چون سعي كرده با توضيح بيشتر اگاهي بده و براي نادرست بودن كار فريمان دليل بياره.
-و چه توضيحي داد؟ چه دلايلي اورد؟
-اين كه “ماشين خوب با سرعت رانندگي نمي كنه”، “اگه اينطور به ماشين هاي ديگه بخوره، اون ماشين ها خراب مي شن”، يا “بچه ها باهاش بازي نمي كنن” و فكر كنم اخريش اين بود كه “اونوقت اون تنها مي شه.”
-و با اين توضيحات خواست تا يك چيز رو به بچه اش بفهمونه. مي توني حدس بزني؟
-كه اينطور بازي كردن كار خوبي نيست.
-دقيقا. خواست به فريمان بفهمونه كه ” اين كار خوب نيست” لازمه اينجا يك نكته رو توضيح بدم. ما در هر ارتباطي با ديگران، داريم ياد مي ديم، ياد مي گيريم، اگاهي مي ديم و اگاهي مي گيريم. پيامي مي ديم و پيامي مي گيريم. وقتي ما مي خواهيم به دانش و اطلاعات كسي يا خودمون اضافه كنيم، مثلا بگيم شماره تلفن مون چنده، مي گيم داريم تاكتيك اگاهي رو، و در مورد شماره تلفن، يك اگاهي ساده رو مي ديم. وقتي در مورد احساس صحبت مي كنيم، از احساسي اگاهي پيدا مي كنيم، يا اون رو از احساسمون اگاه مي كنيم يا احساسش رو تغيير مي ديم يا هر جور با احساس كار داريم، داريم تاكتيك احساس رو بكار مي بريم. اگه كاري مي كنيم كه قسمت مربوط به تفكر و تصميم گيري در مغز و روانش ورزيده بشه و بيشتر كار بيافته، تاكتيك استقلال رو بكار مي بريم.
-خوب. و اون سه تاي ديگه.
-وقتي كاري مي كنيم كه اين اگاهي رو پيدا كنه كه ” اين كار خوب است” داريم تاكتيك تشويق، و وقتي كاري مي كنيم كه اين اگاهي رو پيدا كنه كه ” اين كار خوب نيست” داريم تاكتيك تنبيه رو بكار مي بريم.
-و وقتي كاري مي كنيم كه بفهمه يا اگاهي پيدا كنه كه ” اين كار خوب نيست، ان كار خوب است” داريم تاكتيك پيشگيري از تنبيه رو بكار مي بريم.
-اره، يا حتي وقتي حواسش رو پرت مي كنيم تا كار به تنبيه نكشه، پيشگيري از تنبيه كرديم. حالا اين مادر از چه تاكتيكي در اينجا استفاده كرده بود؟
-تاكتيك تنبيه. چون با همه اون ادله و توضيحات زياد، مي خواست به بچه اش بفهمونه كه ” اين كار، يعني اينجور بازي كردن در اينجا، خوب نيست.”
-درسته. پس موافقي كه مادر از تاكتيك تنبيه استفاده كرد و اين تاكتيك، در اينجا تاكتيك مناسبي بوده. مي توني بگي چرا؟
-چون موقعيت مناسبي براي تمرين تفكر و استقلال يا اضافه كردن به دانش و اطلاعات كودك نبوده. وقت تشويق هم نبوده.
-درسته. احتمالا خود مادر هم متوجه شده كه فريمان حالا مي خواد بازي كنه. حوصله اش سر رفته، قرار نيست به دانشش اضافه بشه. و لازم بوده به طور جدي و فوري، اين رفتار ازاردهنده فريمان متوقف بشه.
- خوب، پس بايد تنبيه مي كرد. و به نظر مي اد تنبيه خوبي نكرده. نتيجه اي نگرفته.
-نه، تنبيه كردن او چه اشكالي داشته؟
- خوب، هدف از تنبيه اينه كه بفهمه ” اين كار خوب نيست.” پس بايد واضح و روشن و البته قاطع به فريمان مي گفت” فريمان، اين كار خوب نيست.”
-اره، مي توني جمله ات رو بهتر كني؟
- اره،” فريمان، به من نگاه كن، اين طور بازي كردن و با بچه ها تصادف كردن خوب نيست.”
-اره، و ادامه بده. تو بودي چيكار مي كردي؟
-و من بودم انگشت قاطعيت رو هم بكار مي بردم تا مجبور نشم صدام رو وسط اون جمع بلند كنم.
-درسته. بچه چهار ساله اغلب توضيح هاي ما رو متوجه نمي شه. بايد واضح، كوتاه، و با توصيف دقيق و مختصر اون كار خطا، تنبيه بشه. ولي من به اين مامان حق مي دم اگه بگه همين چند كلمه پيشنهادي تو هم زياده و بخواد فقط با تكنيك انگشت قاطعيت بگه: “فربد، بسه، بشين” و حتي مجبور باشه كمي هم به زور، دستش رو بگيره و بنشونه بچه رو.
-چرا؟
-چون بچه حواسش به بازي جالبي است كه بهش مشغوله. حواسش جاي ديگه است. همين جمله هم زياده. نمي شنوه. تازه جلوي اينهمه مادر ديگه، خود اين مامان خانم زير فشار خجالت داشته خورد مي شده.
-يعني همين قدر تنبيه جواب مي داد؟ خوب، اگه مادر مي خواست شدت تنبيه رو بيشتر كنه، چيكار مي كرد؟
- اول بگم كه مامان اولش به فريمان گفت كه اين كار رو نكنه، اما شايد قاطعانه نبود. و بعد وقتي مي خواست شدت تنبيه رو بيشتر كنه، به اشتباه به توضيح دادن و دليل اوردن متوسل شد، در حاليكه بايد همون جمله كوتاه و قاطع اش رو با انگشت قاطعيت تقويت مي كرد و با تكنيك سوزن گير كرده، باز هم شدت اش رو بالا مي برد.
-موافقم، شدت تنبيه رو بايد با قاطعيت و تكرار يك جمله بالا مي برد، نه با توضيحات بيشتر. توضيح دادن ها و دليل اوردن ها قاطعيت مامان رو كم كرد. كافي بود قاطعانه و مكرر مثلا مي گفت: “نه، اين بازي ممنوعه”
-اره. ولي من بودم واسه يك بچه چهارساله، بعد از اينكه اين رفتارش رو متوقف مي كردم، سريع مي رفتم سراغ احساسش. دركش مي كردم. تاكتيكم رو سريع عوض مي كردم به تاكتيك احساس با نيت درك احساسش و البته پيشگيري از تنبيه بيشتر.
-چطور؟
-خودت دنباله مكالمه رو با تاكتيك احساس ادامه بده.
-خوب، اول همدردي مي كردم. احساسش رو حدس مي زدم و هر چي بود قبول مي كردم. مثلا همينكه نشوندمش مي گفتم: “پس تو اين بازي را دوست داشتي؟ حال مي ده ماشين تصادفي بازي؟” اگه مي ديدم داره خوب گفتگو رو ادامه مي ده، من هم همين رو ادامه مي دادم، و مي گفتم: “كاشكي مي شد اينجا اين بازي رو بكنن. فكر مي كني مي تونيم همين بازي رو يك جوري توي خونه انجام بديم؟ دوتايي بيشتر حال مي ده يا چند نفري؟”
-يعني به اين احساسش كه دوست داره اين بازي رو بكنه توجه مي كردي، اين احساس رو مي فهميدي و بهش حق مي دادي كه اين احساس رو داره، يعني همدردي مي كردي باهاش، و بعد توجه رو از سوژه تنبيه، يعني كار نادرستي كه انجام مي داد، مثلا اصرار به ادامه بازي، مي بردي به سمت موضوعي كه براش جالبه، مثل گفتگو در مورد همين بازي توي خونه.
-و با دادن حق انتخاب در مورد اينكه چطوري مي خواد بازي كنه، تكنيك انتخاب رو هم اجرا مي كردم.
- اره، يك نكته رو همينجا بگم. خيلي ها، بچه يا بزرگسال، اهل حرف زدن نيستند. با حرف زدن حال نمي كنند. بيشتر دوست دارند يك كاري بكنن. شايد فريمان هم از همين دسته است. يعني توجهش بيشتر جلب بشه به سوژه هايي كه با اون مي شه كاري كرد، تا سوژه هايي مثل نشستن و در مورد نحوه اين بازي، دو نفره يا چند نفره حرف زدن.
احتمالا، چون فريمان هم وقتي حواسش به نقاشي گربه جلب شد، رفت سراغ گربه چنگول دار بازي كردن. شايد از اون تيپ بچه هاييه كه دوست ندارند ساعت ها با يك عروسك يا نقاشي بازي كنند. عالي بود.
حالا اگه اصرار مي كرد و مي گفت: “من مي خوام همينجا بازي كنم.” چي مي گفتي؟
-مي گفتم: “مي فهمم كه خيلي دوست داري اينجا بازي كني، ولي اجازه نيست اينجا ماشين تصادفي بازي كرد. اين يك قانونه.”
-عالي. به نظرم كه قشنگ عمل كردي. چه تكنيكي رو بكار بردي؟
- تكنيك بيان قانون.
-درسته. و فرض كنيم هنوز اصرار داره، و بعد جيغ مي كشه و لگد مي زنه. اونوقت چيكار مي كردي؟
-يعني انگشت قاطعيت و سوزن گير كرده نتيجه نداده، خوب، من بودم تنبيه نتيجه اي رو بكار مي بردم
-و نتيجه جيغ و داد كردن و اصرار به ادامه اين بازي توي اين شرايط چيه؟
-خوب، براي يك بچه چهارساله، بهترين نوع تكنيك تنبيه نتيجه اي، تكنيك محروميت موقت بايد باشه. چون بيشتر از همه تحقيق شده. من اين تكنيك رو اجرا مي كردم.
-دقيقا. اگه اصرار كرد و به مامانش لگد زد و قشقرق راه انداخت و روش هاي قبلي جواب نداد، بهترين تكنيك همينه. نكات مهم رو در اجراي اين تكنيك بايد رعايت كرد. حتي وسط اون جمع شلوغ. جا و مكان مهم نيست. قاطعيت، مطلع كردن او از اينكه چرا اونجا رو ترك مي كنن و امثالهم، مهمه.
-اره، فكر كنم مثلا مي شد اون رو براي چهار دقيقه از كلاس خارج كرد. زمان زيادي براي مادر نيست.
- چهار دقيقه هر دو از كلاس خارج مي شوند. دليلي وجود نداره كه مادر عصباني باشه. مادر در حين اجراي اين تكنيك ارومه، حتي لبخند داره و با هم در مورد مثلا ادامه بازي توي خونه حرف مي زنن ولي چهار دقيقه، بيرون از كلاس. با اين كار مادر به پسرش مي فهمونه كه خارج شدن از كلاس و ايستادن براي چهار دقيقه توي راه رو، نتيجه “رفتار نادرستش” است. مي توني بگي كدوم رفتار؟
- لگد زدن و عدم رعايت قانوني كه مامان ياداوري كرد. خوب، و اگه اين هم اثر نكرد؟
-بقيه اش بماند. دير شد. به نماز اول وقت نمي رسيم. نماز اول وقت از اموزش تكنيك ها مهمتره، مگه نه؟
……..

سوال تمرين:

١- مادر با گفتن جمله ” و بعد تنها مي شي” در متن بالا، مرتكب كدام خطا شد؟
الف: خطاي سوء استفاده از قدرت
ب: خطاي دروغ
ج: خطاي ناديده گرفتن
د: خطاي “تو بدي.”
٢- استفاده از اين جمله، كاربرد كدام تكنيك است : گفتم: “كاشكي مي شد اينجا اين بازي رو بكنن.”
١- تشويق توصيفي ٢- منشي ٣- ارزو ٤- خاطره ارزويي
٣- در انتهاي گفتگوي مادر و فريمان، امده است: {ولي فريمان با تقلا و داد و بیداد و در حالی که به شدت پشت لبش عرق کرده و رگ های گردنش بیرون زده بود به من لگد میزد و میگفت ولش کنم تا بره. } فريمان در اين لحظه چه احساسي داشت؟ ١- ترس ٢- عصبانيت ٣- غم ٤- عشق
٤- كداميك نام تاكتيك نيست؟ ١- استقلال ٢- تنبيه ٣- تشويق ٤- اگاهي ساده

سوالات تشريحي
١- ايا لگد زدن فريمان به مادرش، خطاي فريمان در بازي فرزندپروري محسوب مي شود؟ چرا مادر واكنشي نشان نداد؟ اگر مي خواست واكنشي مناسب نشان دهد، چه بايد مي گفت؟ كدام رفتار بايد بيشتر مورد توجه منفي مادر قرار مي گرفت، لگد زدن فريمان، گوش نكردنش به حرف مادرش يا بازي ” ماشين تصادف كني” ؟ چرا؟
٢- با توجه به اخرين جملات تمرين، اگر وقت نماز نمي شد و همه ان تكنيك ها و تاكتيك هاي پيشنهاد شده جواب نمي داد، چه پيشنهادي به مادر مي كرديد؟

 

Did you enjoy this post? Why not leave a comment below and continue the conversation, or subscribe to my feed and get articles like this delivered automatically to your feed reader.

Comments

1)Dar ghesmate avval fek mikonam madar mortakebe khataye dooroogh shod va chon in harf ke tanha mishi dooroogh bood baraye bacheh ham moaser nabood.
2)fek mikonam soale 2 ham esefade az teknike arezoo bood madar be hese
Pesaresh tavajoh kard va arezoo kard ke kashki oon Kari ke farzandesh doost dare ra mishod anjam dad .
3) tars
4) agahi sade

إز نظر من بازي ماشين تصادفي بايد بيشتر مورد توجه منفي قرار ميگرفت و در مورد بقيه خطاها در يك زمان مناسب ديگه بحث ميشد. چون مادر ميخواست در اون لحظه و موقعيت مسأله بازي ماشين تصادفي رو حل كنه نه لگد زدن رو.
و برأي سؤال دوم هم نمي ونم شايد بيان احساس ناراحتي مادر و شايد اگه من بودم شايد سكوت ميكردم و با بچه قهر ميكردم!

خانم فاطمه،
ممنون از اينكه به سوالات جواب داديد. در پاسخ به جواب سوال سوم، برداشت من از حالت صورت فريمان، احساس عصبانيت بود، نه احساس ترس. جالب بود كه شما احساس ترس فهميديد. عجيب هم نيست كه افراد مختلف برداشت هاي مختلف داشته باشند.
در مورد سوال اخر هم نكته جالبي در جوابتان بود. اگر درست متوجه شده باشم، شما قهر كردن با او را تنبيه شديد تري در اين موقعيت يافته ايد؟ يا شايد منظورتان از قهر كردن، نشان دادن استيصال و ناتوني است؟! در هر صورت موافقم كه پاسخ ساده نيست، تنها نكته اي كه الان مي توانم بگويم اين است كه اگر در هر شرايطي، تلاش كرديم تا هر نوع مسئله اي را حل كنيم و اما مسئله حل نشد، قاعدتا اول …. را مي كنيم و بعد اگر باز هم حل نشد، … .
سعي مي كنم در تمرين جداگانه اي به اين موضوع بپردازم، فعلا نقطه چين ها بماند براي دوستاني كه مايلند فكر كنند و تمرين كنند و ذهنشان را ورزش دهند. باز هم متشكرم كه به سوالات جواب مي دهيد.

سلام جواب سوالهای تستی:1دروغ/2ارزو/3عصبانیت/4استقلال سوالهای تشریحی:1بله شاید نمیخواسته فرزندش را جلوی دوستانش تحقیر کند باید از طریق احساسی جلو میرفت ومیگفت دوستات دیدن که به من لگد زدی وفکر میکنند که تو بی ادب هستی من خودم این روش را برای دخترم از سن 4سالگی اجرا میکنم وچون بدترین تنبیه تحقیر شدن در جمع است با کوچکترین اشاره متوجه میشود که من خیلی ناراحت هستم قسمت دوم سوال گوش نکردن به حرف مادرش 2به نظر من اگر مادر باانگشت قاطعیت از پسرش میخواست که از کلاس بیرون برود بهتر بود

سوال1:گزينه د صحيح مي باشد.
سوال 2:گزينه 3 آرزو صحيح مي باشد.
سوال 3:گزينه 2 عصبانيت صحيح مي باشد.
سوال 4:گزينه 4 آگاهي ساده صحيح مي باشد.
سوال تشريحي1 :خير .چون مادر در اينجا از تكنيك بي توجهي ساده استفاده كرده و واكنش مناسب مادر در اينجا به نظر من مي بايست اول با فرزندش احساس همدردي نمايد و بعد با تشويق توصيفي از او درخواست ميكرد با سرعت ملايم و از مسير درست برود و دوباره ماشينش مشكل ساز نشود.
سوال تشريحي 2:من فكر مي كنم مي بايست در اينجا از تكنيك همدردي استفاده كنيم و علاقه فرزندش را به جهت سوق دهد و به او بگوييم تو با ماشيني كه داري مي تواني به خيلي از مردم از جمله پدر و مادر مثلا در خريد كمك كني

سوال ١: ب. اين حرف مادر دروغ است.
سوال ٢: جواب ٣ درست است.
سوال ٣: جواب ٢ درست است.
سوال ٤: جواب درست ٤ است.

سوال1:دروغ
سوال2:ارزو
سوال3:عصبانیت
سوال4:اگاهی ساده

ارسال دیدگاه

(لازم)

(لازم)