پيشنهادهايي براي مربيان اموزش تكنيك هاي فرزندپروري

 

اخيرا ايميلي دريافت كردم از يكي از مربيان كه مشغول برنامه ريزي دوره اموزشي بود و درخواست كرده بود تا پيشنهاداتي براي اموزش بهتر بدهم. پاسخ من را مي توانيد در زير بخوانيد.

سلام.

در مورد سايت بايد عرض كنم كه سايت براي افراد عادي يا متربي ها مناسب نيست. در واقع فعلا بدرد مربي ها مي خورد تا از مطالب ان براي اموزش خود و اموزش دادن به ديگران استفاده كنند. به همين دليل توصيه نمي كنم متربي ها/ شركت كنندگاه در دوره/ هنرجوهايتان را به سايت ارجاع دهيد، مگر انكه فردي علاقه مند باشد و بخواهد فعال تر اموزش ببيند. شايد در اينده كه قصد و وقت كافي وجود داشت، سايت را براي عموم مناسب تر كنم اما فعلا چنين برنامه اي ندارم. همانطور كه ديديد برخي موافق بسته به سوال مربي ها، مطلبي مي نويسم و در سايت مي گذارم تا در دسترس بقيه هم قرار گيرد. ( مثل همين مورد) 

نوشته بوديد كه دوره اموزشي را به صورت ١٤ جلسه يك و نيم ساعته اموزش تكنيك هاي فرزندپروري برنامه ريزي كرده ايد. به نظرم مناسب است. خواسته بوديد اگر نكته اي به ذهنم رسيد عرض كنم.

حتما به تفاوت دانش و مهارت توجه داريد. منظورم مثلا دانش فوتبال و مهارت فوتبال بازي كردن است. هنر اين است كه در اين مدت دوره اموزشي نه تنها دانش استفاده از تكنيك هاي فرزندپروري ( دانش بازي فرزندپروري) كه مهارت بازي كردن در عمل را هم ياد بگيرند. هنر مربي گري شما در اين است كه در اين دوره، بازيكن تربيت كنيد. يعني هنر اين است كه بتوانيد دوره را براي اموزش حداقل دانش با حداكثر تمرين برنامه ريزي كنيد.

توضيح كليات و نمايش اسلايد ها اهميت دارند. اما تمرين كردن قسمت مهم و سخت ان است. اينكه چطور تمرين ها را براي اموزش طراحي كنيد هنر مربيگري شما را نشان مي دهد. پيشنهاداتي كه به ذهن من خطور مي كنند:

١- نقش بازي كردن يكي از بهترين شيوه هاي تمرين است. و البته مشكل ترين انها.
٢- مي توانيد تمرين هاي سايت را پرينت كنيد و متربي ها را به گروه هاي كوچك تقسيم كنيد تا با هم بحث كنند و تكنيك ها را در متن بيابند. با طرح سوالات تكميلي تمرين ها بهتر مي شوند و بحث ها داغتر.
٣- اگر وايت برد داريد مي توانيد از شركت كنندها بخواهيد مكالمه بنويسند. شما سوژه را مشخص مي كنيد، دو نفر انتخاب مي شوند، يكي والد و يكي فرزند. بعد دو تا سه نفر در نقش والد با هم همفكري مي كنند. شما ( يا فرد ديگري در نقش كودك) و ان گروه ٢-٣ نفره مكالمه را روي وايت برد مي نويسيد. مثلا اول شما مي نويسيد:

بابا من نمي خوام نماز بخونم.

زير جمله شما بايد گروه سه نفره فكر كنند و جمله مناسب بنويسند. بعد شما جواب مي نويسيد و الي اخر. مي توانيد در مورد اينكه چرا اين جمله را در جواب كودكشان گفته اند و چه تكنيك يا تاكتيكي بكار برده اند بحث كنيد. اگر وايت برد نداريد، مي توانيد روي كاغذ بنويسيد.
٤- مدل ديگر ان كه من نام ان را شطرنج تكنيك ها گذاشتم مشابه شطرنج بازي كردن است. تجسم كنيد شركت كنندگان دو به دو مثل مسابقه شطرنج روبروي هم نشسته اند. كاغذ به جاي صفحه شطرنج است. سوژه همه مشترك است. زمان هم محدود و براي همه يكسان است. مكالمه ها دو به دو شروع و روي كاغذ نوشته مي شود. گروه بهتر برنده است. دو نفري كه با هم بازي مي كنند يك گروه محسوب مي شوند. گروهي كه ١- يبيشترين تعداد تكنيك ها ٢- متنوع ترين تعداد تكنيك ها ( از تكنيك هاي مختلف) ٣- كمترين خطا٤- دلنشين ترين مكالمه) را در مدت مشخص در متن خود بكار برده باشد برنده است.

در واقع دو بازيكني كه انگار شطرنج بازي مي كنند، بهم كمك مي كنند كه مكالمه متنوع تر، پر تكنيك تر و جذاب تر و كم خطا تر باشد. بعد افراد تعداد تكنيك ها مي شمارند، بعد تنوع تكنيك ها را مي شمارند. بعد خطاها را مي شمارند و از امتياز ها كم مي كنند. بهترين ها كه مشخص شد بلند مي خوانند تا دلنشين ترين مكالمه از نظر جمع تعيين شود. كه ان مكالمه ( تيم) برنده است. بعد نظر شركت كنندگان در مورد مكالمه ها بحث مي شود. البته مي توان شكل ان را به صورت هاي مختلف تغيير داد. مثلا سه وايت برد باشد و مسابقه روي وايتب رد انجام شود، سوژه ازاد باشد و …

انتخاب سوژه هميشه كليدي ترين كار است. اگر سوژه مناسب نباشد، ادم حرفي براي گفتن ندارد. اين مسابقه را مي توان يك بار اموزشي/ تفريحي و يك بار در اخر دوره به عنوان امتحان عملي بكار برد. هر دو نفري كه در يك گروه هستند نمره اخر دوره مشترك مي گيرند كه مي تواند با نمره تئوري جمع شود.
٥- من اغلب از تكنيك هاي فرزندپروري علاوه بر اموزش گفتگوي زوج ها با هم و با فرزندانشان، براي كار كلينيكي/ درماني هم استفاده مي كردم، و هم البته براي رشد رواني خودِ والدين، بدون اينكه با انها ارتباط درماني داشته باشم. در واقع اينطور كه انها والد خودشان بشوند و خودشان را تربيت كنند. اين هم تمرين خوبي مي شد. نامه اي مي نوشتند و درددل مي كردند. بعد در جوابِ خود نامه مي نوشتند. بايد نامه هايشان مملو ازتكنيك هاي فرزندپروري باشد و خالي از خطا، دلنشين باشد، و نتيجه اش رشد و ارامش خودشان.

برخي نامه شان مخاطب نداشت. برخي دوست داشتند نامه را براي خداوند بنويسند( كه من نام ان را خداوند درون گذاشتم نا نعوذ بالله نوشتن از طرف خداوند به خود گناه نباشد) معمولا خداوند درون از جايگاه عالي و اسماني به همه زندگي مي نگريست و مهربانترين و بهترين بود. طبيعتا خداوند درون افراد متفاوت بود و هرچه بهتر تكنيك ها را ياد مي گرفتند خدايشان هم مهربانتر و درددل با او شيرين تر، رشد دهنده تر و ارامش بخش تر مي شد. ( نمونه هايي از گفتگو با خداوند درون در سايت به اشتراك گذاشته شده است.) البته برخي هم به جاي خداوند از مولا استفاده مي كردند. بابا لنگ دراز ( از كارتون جودي ابوت ) هم يكبار توسط فردي استفاده شد كه برايم جالب بود. بهتر است وارد بحث محتوايي ( مذهبي/ فلسفي) در نامه ها نشويم. وظيفه ما بهبود شيوه گفتگو است، نه تغيير محتواي ان. در هر صورت گوفتگو با خداوند درون/ مولا/ خود/ پدر( هر كس كه باشد) و تربيت خود با استفاده از تكنيك هاي فرزندپروي سوژه اي است كه بسيار در رشد روان افراد تاثير گذار بود و سوژه خوبي براي تمرين ايجاد مي كرد.
٦- يكي از تكنيك هاي مهم كه اغلب كم تمرين مي شود تكنيك وكيل مدافع است. من گاهي از عروسك به عنوان وكيل مدافع استفاده مي كردم تا از طرف مسافر كوچولوي اسماني نقش بازي كند. نحوه تمرين هم اينطوري بود كه مثلا مادري تجربه اي را مطرح مي كرد. و مي گفت كه اين تكنيك ها را بكار بردم و فايده ندارد. من پيشنهاد مي كردم از وكيل مدافع كمك بخواهيم و عروسك را بيرون مي اوردم. بعد از شركت كننده ها مي خواستم از طرف عروسك حرف بزنند. تحليل كنند. با اين شرط كه از كودك ماجرا دفاع كنند. بحث ها اغلب داغ و اموزنده مي شد.
٧- هر چند ١٤ جلسه زمان مناسبي است اما به تجربه من جلسه ياداوري و رفع اشكال لازم است. من در كلينيك روزهاي يكشنبه گروه فرزندپروري داشتم به اين شكل كه افرادي كه قبلا در كلاس ها شركت كرده بودند، مي توانستند سرزده بيايند. در عرض دو ساعت گروه، كلي تمرين مي كرديم و مطالب گفته شده ياداوري مي شد. شايد شما اين امكان را نداشته باشيد يا همه امكان حضور در گروه ياداوري را نداشته باشند. در اين صورت تشكيل گروه مجازي مفيد است. مثلا افراد عضو گروه مي شوند براي يك يا دو ماه و مي توانند ١- سوال ٢- تجربه موفق ٣- تجربه ناموفق ٤- نكته اموزشي را در گروه مطرح كنند. همه موارد هم قابل بحث بود و همه در بحث شركت مي كردند. در مواردي هم ايميلي يك سوژه را به شكل مكالمه تمرين مي كرديم. ايراد اين روش اين بود كه همه به اينترنت دسترسي نداشتند و همه نمي توانستند تايپ كنند. شايد الان با امكانات جديد و وايبر و تلگرام و … امكانش باشد. پيشنهاد مي كنم گروه ايميلي ( يا تلگرام و …) را براي مدت محدودي بعد از پايان دوره داشته باشيد. تجربه هاي موفق متربي ها خيلي اموزنده است. از طرفي، بسياري استفاده از تكنيك ها را فقط بخاطر يكي دو سوء تفاهم يا سوال نپرسيده كنار مي گذارند. سوال هايي كه بعد از پايان دوره به ذهن خطور مي كنند. اگر لازم بود من را هم در گروه هاي مجازي تان عضو كنيد. خوشحال مي شوم كمك كنم.

Did you enjoy this post? Why not leave a comment below and continue the conversation, or subscribe to my feed and get articles like this delivered automatically to your feed reader.

Comments

تا کنون دیدگاهی ارسال نشده است

ارسال دیدگاه

(لازم)

(لازم)