رابطه تكنيك هاي فرزندپروري و مكاتب روان درماني

سوال شده است كه: 

چه نسبتي ميان تكنيك هاي فرزندپروري و مكاتب اصلي روان درماني، يعني شناختي يا روانكاوي وجود دارد؟
نخست بايد توضيح دهم كه تكنيك هاي فرزندپروري ريشه در كجا دارند. مهارت فرزندپروري كه در اينجا با عنوان بازي فرزندپروري يا تكنيك هاي فرزندپروري معرفي مي شوند به نوعي فرمول بندي رابطه بين والدين و فرزندان است. شكل دادن به و اموزش دادن نحوه گفتگوي والدين با فرزندان به نحوي كه منجر به تربيت فرزندشان شود. به واژه “ارتباط” دقت كنيد. به زباني ساده، وقتي دو نفر با هم گفتگو مي كنند، با هم ارتباط دارند. ارتباط در اينجا را مي توان به دو دسته تقسيم كرد. ارتباطي كه با هدف تغيير ديگري است، و ارتباطي كه با هدف تغيير ديگري نيست. و البته منظور از تغيير، تغييري ” ارامش بخش و رشد دهنده” است.

فرض كنيد دو دوست با هم هم صحبتي كرده، اوقات خوشي دارند. هدف انها لزوما تغيير ديگري نيست. موضوع گفتگوي هم ممكن است هر سوژه اي باشد. ممكن است يك پدر هم با فرزندش گفتگو كند، بدون اينكه قصد تغييري در او را داشته باشد. يا قصد تغيير فرزندش به وضعيتي رشد دهنده و ارامش بخش را نداشته باشد (مثلا بخواهد فرزندش را ناراحت كند)

برخي ارتباط ها به منظور تغيير ديگري است به وضعيتي رشد دهنده و ارامش بخش. مثلا وقتي يك روان درمانگر با مراجع خود سخن مي گويد قصدش رشد دادن مراجع و ارامش دادن به اوست. يا وقتي والدين با فرزندشان و به منظور تغيير او سخن مي گويند، يا، رئيس با كارمندش، زن با شوهر، مادر با مادر بزرگ، خداوند درون با بنده اش. تكنيك هاي فرزندپروري نوعي از ” هنر گفتگو براي تغيير” هستند كه براي اموزش والدين فرمول بندي شده اند.

ارتباط بين دو نفر را مي توان به سادگي به دو بخش تقسيم كرد. اينكه اين دو ” چه بگويند” و اينكه ” چگونه بگويند” مثلا دو نفر با هم گفتگو مي كنند. ممكن است موضوع گفتگو سياست باشد يا ورزش. (چه بگويند) اما چگونگي گفتگوي انها ممكن است ربطي به محتواي گفتگو نداشته باشد. انها به فارسي سخن مي گويند. يا مودبانه سخن مي گويند ( چگونه بگويند)

وقتي روان درمانگري با مراجعش صحبت مي كند، ممكن است از روان درماني شناختي استفاده كند، يا روانكاوي. اينكه ” چه بگويد” يا محتواي سخنش از كجا ريشه دارد مهم است. اما ربطي به چگونگي گفتگو ندارد. هنر گفتگو براي تغيير ربطي به ” چه بگويند ” ندارد، بلكه به ” چگونگي ” گفتگو توجه دارد. از اين نظر، وقتي به مكالمه درماني بين يك شناخت درمانگر و مراجعش، و يك روانكاو و مراجعش توجه كنيد، هر دو به فارسي سخن مي گويند، هر دو مودب هستند، هر دو به سخن مراجعشان گوش مي دهند، ( تكنيك گوش كردن ساده) هر دو به مراجعشان اگاهي مي دهند( اگاهي ساده) هر دو با سوالات بيشتر مطلب را براي خود و مراحعشان واضح مي كنند( تكنيك وضوح) اما يكي از نظريه هاي روانكاوي براي درمان بهره مي برد، ديگري از روش ها و نظريه هاي شناختي.

حتي اگر اين گفتگو بين پدري كه هيچ درك و شناختي از مكاتب رواندرماني ندارد با فرزندش رخ دهد، ( و هدف تغييري رشد دهنده و ارامش بخش در فرزندش باشد) فارغ از موضوع گفتگو ( درس خواندن، تربيت مذهبي،درددل كردن و …) چگونگي گفتگو انها با چگونگي گفتگوي روانكاو يا شناخت درمانگر، ( و حتي مددكار يا پزشك عمومي يا روحاني و …) تفاوتي ندارد. انجا هم هنر گفتگو براي تغيير بكار مي رود. انجا هم تكنيك همدردي داريم و تكنيك انتخاب، تكنيك اماده اي صحبت كنيم داريم و تكنيك حل مسئله.

با اين توضيح روشن است كه هنر گفتگو براي تغيير ارتباطي با مكاتب روان درماني رايج ندارند. هنري است كه روان درمانگران، فارغ از مكتب درماني شان بايد بياموزند. هنري است كه زن و شوهرها براي تغيير ديگري به سمت بهتر شدن بايد بياموزند. هنري است كه والدين بايد بياموزند تا بتوانند فرزندانشان را به سمت بهتر شدن تغيير دهند.

تكنيك هاي فرزندپروري هنر گفتگو براي تغييري است كه براي اموزش به والدين فرمول بندي و اماده شده است. به دليل حساسيت هاي فرهنگي تربيت فرزند، اتفاقا در اينجا به شدت تلاش شده تا تكنيك هاي فرزندپروري، همچون هنر گفتگو براي تغيير، به هيچ مكتب روان درماني مرتبط نباشد. نه تنها هيچ مكتب روان درماني، كه حتي به هيچ فلسفه فكري يا مذهبي خاصي متكي نباشد.

در واقع تلاش شده تا هنر گفتگو براي تغيير يا در اينجا، تكنيك هاي فرزندپروري، مثل زبان فارسي باشد. دو نفر مي توانند به فارسي سخن بگويند و موضوع سخنشان، فلسفه باشد. يا الهيات باشد، يا ورزش باشد. روان درماني شناختي باشد يا هنر سينما باشد. هر چه كه باشد وقتي درست سخن گفته اند كه دستور زبان فارسي را رعايت كرده اند. كه به هدف گفتگو، يعني ارتباط، يا در مورد فرزندپروري، تربيت فرزندشان رسيده باشند.

تلاش براي مبرا بودن از مكاتب فكري، فلسفي و روانشناسي از اين حيث اهميت دارد كه والدين بتوانند از اين هنر ( تكنيك هاي فرزندپروري) استفاده كنند بدون انكه مجبور باشند ارزش هاي فرهنگي ناخواسته اي را بپذيرند. تنوع والدين در ارزش هاي فرهنگي شان امروزه بيش از گذشته به چشم مي خورد. برخي والدين با بازي هاي كامپيوتري موافقند و برخي بشدت مخالف. برخي با ريشه هاي فرهنگ غربي موافق اند و برخي مخالف. تكنيك هاي فرزندپروري تلاش دارد تا با احترام به اين تنوع و رعايت خواست و ارزش هاي والدين، هنر گفتگو با فرزندشان را به انها بياموزد بدون انكه انها را ناخواسته وادار به پذيرش برخي اعتقادات فكري، زير چتر مباحث ” علمي” كند.

البته تكنيك هاي فرزندپروري بر اصول فكري يا باور هايي استوار است. باور هايي كه واضحا در اغاز كتاب توضيح داده شده اند. مثلا باور به اينكه فرزند مسافر كوجولو است، يعني امده كه برود. فرزند اگاهي ندارد، بايد اماده شود تا بتواند مستقل از ما زندگي كند، يا اينكه بي احترامي به فرزند خطا است از جمله اين اصول يا باور ها هستند. همانطور كه واضح است، اين اصول به مكتب اعتقادي يا روانشناسي استوار نيستند. انها به عقل سليم و برداشت هاي عام و مشترك امروزي متكي هستند. يا حداقل تلاش شده كه چنين باشند.

كوتاه سخن انكه تكنيك هاي فرزندپروري، كه بخشي از هنر گفتگو براي تغيير هستند، بر مكاتب رواندرماني رايج متكي نبوده، از جنس ” چگونگي ها” يا مهارت ها هستند.

Did you enjoy this post? Why not leave a comment below and continue the conversation, or subscribe to my feed and get articles like this delivered automatically to your feed reader.

Comments

تا کنون دیدگاهی ارسال نشده است

ارسال دیدگاه

(لازم)

(لازم)