نامه هایی برای تمرین، گفتگو با خداوند درون

تمرین دوازدهم

تمرین دوازدهم  خداي عزيز سلام خدايا نمي‌دونم چه بگويم و چه بنويسم ولي مي‌دانم تو تنها کسي هستي که راز منو مي‌دوني، خدايا دلم خيلي گرفته. با هر کس که صحبت مي‌کنم سبک نمي‌شم و دلم اصلاً خالي نمي‌شه. فقط هر موقع که سجاده‌ام را باز مي‌کنم و با تو حرف مي‌زنم آن موقع هست […]

تمرین یازدهم

تمرین یازدهم  اي کمال مطلق،‌اي جمع جميع زيبايي‌ها و لذائذ و خوبيها. ظريفي از من خواسته تا نامه‌اي به تو بنويسم. به تو که محرم همه اسرار نهاني و آگاه بر همه افکار. خداوندا ظاهراً به  اجبار تو قدم در اين عرصه خاکي گذاشته‌ام و با ميل خود مسير و جهت آن را انتخاب مي‌کنم. […]

تمرین دهم

تمرین دهم                         نه شکوفه‌اي نه برگي نه ثمر نه سايه دارم                  همه حيرتم که دهقان جهت چه کشت من را خدمت خداي خوب خودم سلام، عرض مي‌‌کنم خدا جون، مي‌‌خوام بگم که خيلي دوستت دارم. تو بزرگتر از اوني که من فکرشو بکنم. […]

تمرین نهم

تمرین نهم سلام خوب من، امروز چه بد گذشت. خسته و كلافه‌ام. بعد از اين چند روز خوش بودن حتما تعجب كردي. جاي تعجب داره. مي‌دوني چرا؟ آخه چند روز خوش بودم و تو رو فراموش كردم. از يادم رفتي. حالا كه به خودم اومدم، غمگين و عصبانيم. هرچند كه اونقدر خوب و مهربوني كه […]

تمرین هشتم

تمرین هشتم خداي مهربون، سلام، دوستت دارم،‌اي بي‌نياز، دوستت دارم به خاطر تمام نعمت‌هايي كه به من دادي، دوستت دارم به خاطر تمام بخشش‌هايي كه در برابر خطاهايم كردي. دوستت دارم به خاطر بزرگي و عظمتت. نمي‌دونم اگه اين كارها را نمي‌كردي، باز هم دوستت داشتم يا نه، اصلا مي‌پرستيدمت يا نه؟ اما حالا خيلي […]